.

.

.

.

.

.

.

.

 

 

سه شنبه همین هفته (سه روز قبل) خانواده ما و رضا که رفاقت 20 ساله داریم و هم تو شهرستان و هم تو تهران همسایه ایم رفته بودیم بیرون از خونه و یه روز خوب رو با هم سپری کردیم. شب که برگشتیم موقع خداحافظی، رضا بهم گفت کی می ری شهرستان؟ گفتم فردا ظهر (یعنی چهارشنبه). اونم گفت پس صبر کن من ساعت 2 میام تا باهم بریم. منم اوکی دادم و گفتم باشه. صبح چهارشنبه دیدم یکی از دوستان زنگ زد و گفت از رضا خبر داری؟ گفتم آره دیروز رو کلا با هم بودیم و امروز هم قراره که با هم بیایم شهرستان. دوستم گفت مثل اینکه صبح اول وقت که داشت می رفت سرکار با موتور تصادف کرده و حالش وخیمه! منو که می گید انگار گوشت تنم آب شد. اولش باورم نمی شد اما وقتی رفتم بیمارستان و دیدمش، فهمیدم خودشه و چه بلایی سرش اومده!

رضا پدرش رو تو جنگ از دست داد و مادرش هم سه چهار سال قبل از دست داد و میشه گفت جز برخی اقوام و خواهراش و زنش و دختر 5 ساله اش کسی رو نداره. گفتم اینجا یه پستی براش بذارم تا دوستان گلی مثل شما که دعاها و کمک هاتون بارها دست خیلی ها رو گرفته این بار هم بزرگواری کنید و رضا رو دعا کنید تا از این وضعیت خلاص شه و برگرده به زندگی.

رضا الان دو روز و نیمه که تو کماست و ضریب هوشیش 6 هست. یاعلی

 

 

تکمیلی: رضا بر اثر ایست قلبی  شنبه  ۳۰/۲/۹۳ به پدر شهیدش و مادر مرحومش ملحق شد.

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم اردیبهشت 1393ساعت 10:56  توسط عبدالله خدابنده  | 

1K2rMu.jpg

 

2yE1L2.jpg

 

4mClpS.jpg

 

51pfa4.jpg

 

3vVL07.jpg

 

60Uq3t.jpg

 

82LJUS.jpg

 

10.jpg

 

7.jpg

 

9KRkS.jpg

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اردیبهشت 1393ساعت 15:38  توسط عبدالله خدابنده  | 

امروز می خواهم از خودمان بنویسم. یعنی می خواهم بی خیال اقتصاد و سیاست و فرهنگ بشوم و بنشینم جلوی آینه و فقط به خودم انتقاد کنم. تا کی باید خودمان را معطل هاشمی و خاتمی و احمدی نژاد و روحانی و یارانه و سهام عدالت و این اواخر سبد کالا کنیم و به مدیریت این دیپلم ردی ها گیر بدهیم؟ پس خودمان چی؟ روی خودمان کِی کلید کنیم؟ اصلا کسی هست به ما هم انتقاد کند؟ ما که می گویم منظورم "مای برتر و شمای دون تر و دیگران بدتر" نیستید. منظورم دقیقا خودم هستم و خودت و خودش و بقیه. شده ایم عین این پلیس های راهنمایی و رانندگی که یواشکی در منتها الیه سمت راست جاده کمین می کنند و به سرعت و سبقت دیگران گیر می دهند! یک نفر نیست بپرسد، لامروت پس این آرم پلیس پیشگیری چیه که چسباندی یک طرف سینه ات! خب اول پیشگیری کن بعد قبض بنویس!.. حالا تو هی بگو، مگر حالی اش می شود؟

امروز می خواهم بشوم پلیس خودم، یعنی پلیس وجدانم را گذاشتم روی چهارپایه جلوی خودم و زل زدم توی چشمانش و می خواهم به او حساب پس بدهم! ما که با خودمان رودربایستی نداریم، داریم؟ عادت کردیم که هربار به صورت سلبی به این دولت و آن رئیس جمهور و آن یکی نخست وزیر از اول تا آخر انتقاد کنیم و حرف هم باید حرف خودمان باشد! حالا شما بیا از این همه آدم منتقد بپرس، ایجابی ات کو؟ مثل بستنی قیفی آب می شوند! البته درست است که عقل ما به اندازه این دکترهای اقتصاد که همه شان از یک مکتب پیروی می کنند و از یک دانشگاه و زیر دست یک استاد بیرون آمدند، اما نظریه هایشان به صورت تقریبی 100 درجه با هم فرق دارد نمی رسد اما بلاخره یک حرفی برای گفتن باید داشته باشیم که!

این بار من کلاهم را قاضی (- این قاضی با قاضی مهاجم استقلال فرق می کند) کردم و برای چندمین بار به خودم احترام گذاشتم و خیلی روی این قضیه فکر کردم! به نتیجه هم رسیدم، یعنی من عادت دارم هربار که به خودم احترام می گذارم به این نتیجه می رسم که من در وهله اول 80 درصدم ایرانی است و حداقل هفت هزار سال کمتر و بیشتر تمدن پشت سرم خوابیده و با ارفاق 95 درصد مسلمان و حداقل 63 درصد شیعه مرتضی علی هستم و حداقل 17 سال مشغول درس و دانشگاه بودم و در کل برای خودم کسی هستم، اما به عمل که می رسد یک پایم می لنگد و همه گندم ها می ریزد سمت راست جاده! شما بگرد و پیدا کن کدام پای من می لنگد!

حالا مشکل از کجا شروع شد؟ طرف قبل از انتخابات گفت "نمی شود کشور را به شیوه کمیته امداد اداره کرد و گداپروری در شان این مردم نیست.." خب راست گفته، چون قبل از این آقا محمود گفته بود "نفت را با سطل سر سفر مردم می آورم" البته برای بعضی ها لوله کشی شد ولی خب به ما هم چند سطل نفت و ده پاتیل گاز و سه پاکت سیب زمینی رسید. اصلا مگر می شود بعد از دولتی با آن همه پاکی و زلالی که همه ی وزرا نهارشان را از خانه می آوردند و اگر غذا خوب بود دم در بین فقرا پخش می کردند و از رستوران نیمرو سفارش می داند و با همان تا نصف شب کار می کردند، گدا در کشور مانده باشد؟

دستتان را روی زنگ بگذارید تا من سوال را طور دیگری مطرح کنم. سوال: کی گفته ما توی این مملکت گداپروری داریم؟ اصلا گدا داریم که بخواهیم پرورشش بدهیم؟ همین آقای هاشمی، سه هفته تمام و بدون امکانات با مهدی و فائزه شمارش کردند و آخرش معلوم شد "با طرح تعدیل اقتصادی دولت سازندگی 70 درصد فقر مملکت ریشه کن شد". فکر می کنید کم کاری بود؟ حالا یک عده افراطیِ تازه کار به استات اویل و قایق اش گیر می دهند، ولی در عمل همین دولت سازندگی یکی یکی فقر را پیدا کرد و با بیل ریشه شان را در آورد و صادر کرد به نروژ و دبی و ژاپن و کشورهایی که دنبال فقر می گشتند و جایشان سد و نیروگاه و درخت کاج کاشت! میدانید چقدر اشتغال زایی داشت؟ حالا چند درصد تورم هم بالا رفت، مگر اشکالی دارد؟ عوضش هم فقر ریشه کن شد هم رشد صادرات داشتیم، هم ضریب جینی را با واردات چینی جبران کردیم و هم شکاف اجتماعی پر شد! فساد اقتصادی و اشرافی گری هم اصلا نداشتیم و همه وزرا با موتور گازی و براوو تردد می کردند!

همین آقای خاتمی در سال 83 قبل از صبحانه و به حالت ناشتا اعلام کرد "90 درصد متکدیان کشور وارداتی هستند و کشور مشکل گدای اورجینال دارد". همین آقا بدون اینکه سرخ بشود یا دستش بلرزد اعلام کرد "ریشه تبعیض و فقر در دولت اصلاحات کنده شد و باید اسپری بزنیم که جایش درد نگیرد". البته من نفهمیدم چطوری هفت سال پس از دولت سازندگی دوباره این همه تبعیض و فقر تولید شد که دولت اصلاحات آن را کَند و معلوم نشد ریشه هایش را کجای سازمان ملل چال کرد، ولی ما که مثل میرحسین موسوی عقده ای و دروغگو نیستیم که نپذیریم! خاتمی گفته؟ حتما راست می گوید!

احمدی نژاد هم که در دولت دهم، به کمک معاونین و مشاورین و مباشرین و اقوام "ریشه فقر و فساد را خشکاند" و عدالت را برپا کرد. حالا اینکه نصف پوشه های دادستانی مال همان شازده های دولت دهم «م.ر» ، «ب.ز» ، «ب» ، «م.خ» و... اینهاست، مهم نیست، مهم این است که در این دوره ما فشار تحریم ها را داشتیم و نمیشد الگوی ریشه کنی مان را صادر کنیم وگرنه دولت که از ابتدا قصد داشت مدیریت جهانی بکند، اول ریشه همه کشورها را خشک می کرد بعد با کمک مشایی یکی یکی کشورها را گلکاری می کردند تا برسند به تَهَش!

اما از همه چیز گذشته، من به دولت تدبیر و امید خیلی امیدوارم، یعنی با تدابیری که این دولت می کند من چاره ای جز این ندارم. مگر امکان دارد روحانی ای که با زور هاشمی و فشار خاتمی و انصراف عارف و... رئیس جمهور شد زیر مشکلات شانه خالی کند؟ توی همین دولت آدمهایی هستند که هم سابقه سازندگی دارند، هم با داس و تبر اصلاحات کردند، هم می خواهند پنیر کاله و شکلات آیدین دار را توی سبد بریزند و بین مردم پخش کنند، هم یک کلید دارند که اگر قفل ها را باز نکند می تواند دهان ملت را ببندد، هم وزرای 1200 میلیاردی و 850 میلیاردی و 450 میلیاردی داریم که بلد اند تمپو بزنند و ملت با نازشان برقصد! و...

حسن جان هفته قبل اعلام کرد "منتقدان دولت کم سواد هستند". ترکان هم گفته بود "نیمی از مردم رای به بی قانونی دادند" مع الاسف سریع القلم هم هول شد و اعلام کرد "رای راننده تاکسی را می خواهیم اما نظرش را نه!" این وسط علی مطهری هم که انگار بعد از خدا فقط او همه چیز را می فهمد ابراز داشت "اگر بین مردم جارو هم پخش کنند ملت صف می کشند" خب بنده خدا یک حرفی بزن که معنی اش را بدانی. حالا خدا را شکر توهین بدتری نکرد. القصه حالا که از بین این همه آدمِ خوش نقش و نگار فقط اوباما باهوش و مودب است و مردم ما (دقیقا همانهایی که رای دادند و روحانی رئیس جمهور شد) یک مشت کم سواد اند پس نتیجه می گیریم مشکل از خودمان است که اعتدال کافی نداریم و فعلا جاهای معتدل مان یخ زده!

...

چه می خواستم، چه شد! باور کنید امروز فقط می خواستم از خودمان بگویم، امروز می خواستم فقط به خودمان گیر بدهم. یعنی قصدم این بود به این همه صف دریافت پول یارانه – صف سهام عدالت – صف سبد کالا – صف ثبت نام سکه ارزان – صف درمانگاه های مجانی تامین اجتماعی – صف شب قبل از سهمیه بندی بنزین – صف پخش غذای نذری – صف کیک و ساندیس دهه فجر – صف فحش دادن به فرناندو لیما و لیونل مسی در فیس بوک – صف پمپ های گاز- صف ورود مجانی به سینما – صف هر چیز مجانی یا سودآور و... انتقاد کنم.

امروز می خواستم بنویسم، از دولت تدبیر و امید با آن همه ژنرال و اقتصاد دان دیپلم ردی، که بلد نیستند چهارتا سبد کالای گداپروری را درست بین مردم تقسیم کنند، انتظاری ندارم! اما حداقل از خودمان انتظار دارم به احترام شخصیت و کرامت خودمان هم که شده برای یک سبد 80 هزارتومانی کالا توی سرمای زیر صفر توی صف نرویم و برای یک باک بنزین ۱۰۰ تومانی تا 3 نصف شب توی صف نمانیم. باور کنید امروز می خواستم از ژنتیک شهوت به کالای مجانی بعضی ها انتقاد کنم! امروز می خواستم از آنهایی بگویم که ماهواره دارند اما توهین های بی بی سی و وندی شرمن به ایرانیان را نمی بینند و صبح علی الطلوع توی صف سبد کالا از سر و کول هم بالا می روند. امروز می خواستم کمی از خودمان بگویم، از خودمان که دائما از همه طلبکاریم، اما مگر همیشه آدم به هدفش می رسد؟

همین مطلب در سایت های مشرق (البته با تیتری دیگر!) رجانیوز (بخش سایر رسانه ها)


پ.ن:

-  این مطلب افتخار دارد که از یک کافی نت در چند ده متری حرم مطهر امام رضا (ع) به روز شود. البته مطلب چند روز قبل نوشته شده. دعاگوی همه دوستان هستیم.

-- نظرات دوستانی که برای پست قبلی نوشته شده و هنوز تایید نشده را در اولین فرصت با پاسخ شان، تایید خواهم کرد

--- قربون معرفت امام رضا ع برم که در عرض دوماه دعوت منِ روسیاه رو اجابت کردند و اجازه دادند بیام پابوسش


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم بهمن 1392ساعت 19:41  توسط عبدالله خدابنده  | 

در مقابل تعهداتی که ایران طبق توافقنامه ژنو ملزم به اجرای آن شد، 1+5 نیز متعهد شد بخشی از تحریم های ایران را تعلیق کند که به نظر می رسد در مقایسه با تعهدات ایران خفیف تر به نظر می رسد. بر اساس توافقنامه ژنو 1+5 متعهد شد:

1. تحریم خودرو و قطعات هواپیما را تعلیق کند که اولا این رفع تعلیق قبل از آنکه به نفع ایران باشد به نفع شرکت های زیان دیده پژو و ایرباس فرانسه است چون ایران باید با کشورهایی که قبلا مراودات اینچنینی داشته مراوده داشته باشد... ثانیا تاثیر چندانی در 6 ماه آینده روی صنعت خودرو و حمل و نقل ما نخواهد داشت. شاهد اینکه درهفته های اخیر بازار خودروی کشور نه تنها از رکودی که به آن دچار بود خارج نشد بلکه زمزمه هایی مبنی بر افزایش قیمت خودرو نیر شنیده می شود. در قیمت بلیط های هواپیما نیز تغییری حاصل نشد!

2. طبق توافقنامه ایران اجازه دارد به کشورهایی که تاکنون از ایران نفت می خریدند به همان اندازه نفت بفروشد. این یعنی قانونی که خریداران نفت ایران را ملزم می کرد (هر شش ماه باید 20 درصد از خرید خود از ایران را کاهش دهند) فقط برای یک دوره شش ماهه تعلیق خواهد شد. با این لطف آمریکایی ها!! ما می توانیم همان حدود 940 هزار بشکه فروش روزانه خودمان را تا 6 ماه آینده بفروشیم. بد نیست بدانید تمامی مبلغ فروش نفت در این دوره نیز به ایران نمی رسد بلکه تمامی این مبلغ مثل گذشته بلوکه شده و فقط چهار و دو دهم میلیارد دلار آن به ایران در 8 قسط عودت می شود!!

3. تحریم طلا و پتروشیمی ایران نیز تعلیق می شود اما باز هم بد نیست بدانید بر اساس قوانین تجارت جهانی و ظرفیت های ایران، ایران نمی تواند در این مدت شش ماهه بیش از یک و نیم تا دو میلیارد دلار تجارت طلا و پتروشیمی داشته باشد!!

4. یک و سه دهم میلیار دلار از پول های بلوکه شده ایران نیز خرج مواردی چون خرید دارو و اقلام کشاورزی و هزینه دانشجویان و ایرانیان خارج از کشور خواهد شد که مستقیما توسط 5+1 پرداخت خواهد شد نه اینکه این مبلغ به ایران داده شود!! یعنی آنها پول ما را به طلبکاران مان می دهند نه اینکه پول را به حساب ما واریز کنند!

5. سر جمع این مبالغ می شود حدود 7 ای 8 میلیارد دلار..! (که همین مبلغ هم به داخل کشور عودت نمی شوند بلکه به ۳ بانک خارجی منتقل شده و آن بانکها رمانی که ایران رسید خرید اقلام دارویی و غذایی و کشاورزی را به آنها ارائه کرد پول را به حساب فروشنده واریز نمایند.!) بنده تعلیق تحریم کشتی رانی و بیمه آن را هم به اینها اضافه می کنم و فرض می کنم که در این شش ماهه ما از این بخش هم حدود 1 میلیارد دلار سود کنیم که بعلاوه قبلی ها می شود 9 میلیارد دلار!

** جان کری در ماه دسامبر در کنگره اعلام کرد: ما خود را برای توافقی بدتر از این آماده کرده بودیم! (فهمیدید چی شد؟)

بخش پایانی و نتیجه گیری

1) پس از امضاء این توافقنامه سران دولت به خصوص شخص روحانی دچار شعف و خوشحالی بسیاری شدند و توافقنامه ژنو را به سند رهایی ایران از قفس تحریم ها تشبیه نمودند، که جای تعجب بسیاری داشت. به زعم نگارنده، این شعف و خوشحالی دولت به جهت رفع برخی تحریم ها و خروج اقتصاد ایران از وضعیت فعلی نبود بلکه، گفتمان و مدلی که دولت روحانی بر اساس آن بنا شده گفتمان توسعه محوری با استفاده از الگوی غربی توسعه است. این یعنی چه؟ یعنی ما برای رفع مشکلات درون باید روابط مان را با بیرون ارتقا دهیم و رفتارهای ضد امنیتی مان را کاهش دهیم و چه و چه.. از این رو رسیدن به هر توافقی با غرب ارزشش برای دولت بسیار بیشتر از مفاد توافقنامه ژنو یا هر توافقنامه دیگری بوده و خواهد بود. از منظر دولتی ها ایران باید یک کره جنوبی، ژاپن یا مالزی شیعه و اسلامی شود و برای رسیدن به این نقطه ما هیچ نیازی به موشک بالستیک، نیروی قدس، گفتمان مقاومت و حمایت از سوریه و حزب الله و... نداریم و چه بسا داشتن این امتیازات به ضرر امنیت ملی ماست!

2) وندی شرمن دقیقا یکی دو روز پس از توافقنامه ژنو به کنگره آمریکا فراخوانده شد. در آنجا یکی از سناتورهای کنگره از او پرسید: آیا شما به ایرانی ها گفتید (یا آنها می دانند) که اگر تمامی برنامه هسته ای شان را برچینند و همه تاسیسات شان را از بین ببرند و دست از غنی سازی بردارند باز هم ما تحریم های اصلی ایران در زمینه مالی و نفتی و بانکی را بر نخواهیم داشت؟ وندی شرمن هم گفت بله ایرانی ها می دانند!!!! این یعنی طبق گفته خود آمریکایی ها زمانی تمامی تحریم ها برداشته خواهد شد که ایران دست از تروریسم!!! بردارد و به و قطعنامه های حقوق بشری سازمان ملل تن در دهد!! جالب است که مذاکره کنندگان تیم هسته ای ایران نیز کاملا از این موضوع باخبر بودند. (تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل)

3. مقام معظم رهبری در 12 آبان 92 فرمودند "از مذاكراتى هم كه امروز در جريان است، ما ضررى نخواهيم كرد. البتّه بنده همچنان كه گفتم خوشبين نيستم؛ من فكر نميكنم [از] اين مذاكرات آن نتيجه‌اى را كه ملّت ايران انتظار دارد، به‌دست بيايد، لكن تجربه‌اى است و پشتوانه‌ى تجربى ملّت ايران را افزايش خواهد داد و تقويت خواهد كرد؛ ايرادى ندارد امّا لازم است ملّت بيدار باشد. ما از مسئولين خودمان كه دارند در جبهه‌ى ديپلماسى فعّاليّت ميكنند، كار ميكنند، قرص و محكم حمايت ميكنيم، امّا ملّت بايد بيدار باشد، بداند چه اتّفاقى دارد مى‌افتد [تا] بعضى از تبليغات چى‌هاى مواجب‌بگير دشمن و بعضى از تبليغات چى‌هاى بى‌مزد و مواجب - از روى ساده‌لوحى- نتوانند افكار عمومى را گمراه كنند".

برآورد نظام جمهوری اسلامی در سالهای اخیر این بود که تهاجم رسانه ای غرب علیه افکار عمومی داخل، دارد مردم را به این نتیجه می رساند که همه مشکلاتی که ما داریم به دلیل عدم رابطه با آمریکا و حمایت از سوریه و لبنان و فلسطین است. یعنی اغنای عمومی دیگر همانند گذشته با شعار و فراخوان و اینها جواب نمی دهد و باید خوی استکباری و دشمنی آمریکا و غرب در میدان عمل به مردم ثابت شود. اما فرصت این کار در دولت احمدی نژاد فراهم نبود.. اما در برهه کنونی با توجه به روی کار آمدن دولتی که زاویه اش با نظام مشخص است و شکست او در مذاکرات پای نظام و جریان اصولگرایی نوشته نخواهد شد و در مقابل ظرفیتی که اینها برای ارتباط با خارج دارند و در نهایت با توجه به شناختی که ما از دشمنان خود داریم.. بهترین فرصت را مقابل جمهوری اسلامی قرار داد تا بتواند به افکار عمومی داخل در عمل اثبات کند که طرف مقابل به دنبال چیست و چرا تا به امروز ایران اسلامی موافق بازگشایی درهای خود به سمت آنها نبود. در مقابل ، نحوه مواجهه با این دشمن هم مشخص می شود. یعنی اثبات می شود که باید در مقابل این دشمن مقاوم بود نه اینکه وا داد. فرصتی که نظام با تاکتیک نرمش قهرمانانه به دولت داد فرصتی استثنایی برای دولت روحانی است تا بتواند قابلیت های خودش را در عرصه سیاست خارجی به منصه ظهور برساند اما فرصتی عظیم تر برای نظام است تا دشمن خونی اش را بهتر به مردم بشناساند. به نوعی این دوران دوران گذاری است برای شناخت عملی نسل سوم و چهارم  از دشمن خونی شان آمریکا. دوستانی هم که فکر می کنند این مذاکرات با مدیریت و هدایت مقام معظم رهبری انجام می شد لطفا از خواب بیدار شوند. معظم له بارها اشاره کردند که در جزئیات دخالت نمی کنند و فقط خطوط قرمزی را برای مذاکره کنندگان مشخص کردند که حفظ آنها لازم است. هرچند دولتی ها در همان قدم اول یکی از این خطوط را نقض کردند!

4. درباره خطوط قرمزی که معین شد و تیم مذاکره کننده هم با روی باز و گشاده ادعا می کند که آن را رعایت کرده، با یک مثال ساده توضیح بدهم که فرض کنید نظام به ظریف و تیم اش گفته باشد هرچند ما مشکل اقتصادی داریم و قیمت انرژی هسته ای مان 100 هزار تومان است، شما بروید و برای قیمت آن مذاکره کنید اما حق ندارید انرژی هسته ای را کمتر از 20 هزارتومان نفروشید. یعنی خط قرمز ما 20 هزار تومان به پایین است. تیم مذاکره کننده ما نیز برنامه هسته ای را فروخت 21 هزار تومان! الان هم پز اش را می دهد که ما هم مذاکره کردیم، هم توافق کردیم، هم خطوط قرمز را رعایت کردیم!!!!

5. لایحه بودجه سال 93 به نوعی بسته شده که انگار قرار است همه تحریم ها برداشته شود. آرزوی ما نیز همین است اما ما برعکس بعضی ها عادت داریم از عقل مان هم برای تحلیل داده ها استفاده کنیم! پس با توجه به مواردی که اشاره کردم بنده وضعیتی بهتر از روزهایی که در سال 92 سپری کردیم برای اقتصاد ایران متصور نیستم و اعتقاد دارم در بهترین حالت، این توافقنامه یکی دوبار تمدید خواهد شد و دو طرف به نتیجه ای نهایی دست نخواهند یافت. ضمنا برای کان لم یکن تلقی شدن این توافقنامه نه می توان امیدی به روی کار آمدن یکی مثل لنین در آمریکا داشت که آمد و ترکمانچای را به ما بخشید! و نه بخاری از کنگره چی های جمهوری خواه پول پرست بلند خواهد شد که این شب عیدی یک تحریم دم دستی علیه ایران تصویب کنند تا توافقنامه دود بشود برود هوا و دل مردم خنک بشود! پس فعلا باید نشست و دید در 29 بهمن چه اتفاقی رخ خواهد داد. البته آمریکایی ها محاسبات شان را کردند و قبل از این مذاکرات اعلام کردند: تعطیلی تاسیسات غنی سازی اورانیوم فردو که غیرقابل نفوذ به نظر می رسد، برچیدن تاسیسات آب سنگین اراک، گزارشی رضایت بخش از ایران درباره فعالیت های تسلیحاتی اش (در زمینه هسته ای) در گذشته و همچنین اجرای نظام فراگیر بازرسی که ایران را به امضای پروتکل الحاقی آژانس بین المللی انرژی اتمی ملزم می کند، بخشی از شروط آمریکا در توافقنامه هسته ای جامع است».

6. هاشمی رفسنجانی: تیم مذاکره کننده ما هیچ امتیازی نداد اما باز کردن این حرف حالا زود است و به صلاح نیست ، البته آنها هم در مقابل امتیاز بزرگی ندادند امّا آنچه در مذاکرات جدّی بود روند حل مشکلات از طریق گفتگو بود، هر کسی که علیه این توافقات حرفی می زند قصد فریبکاری دارد. (به قول زیور فیلم آوای باران..  اِ وا)

7. باید صبر کرد و دید دولتی که همه مشکلات اقتصادی کشور را در تحریم ها می دید و راه حل برون رفت از این اوضاع را هم در توافق با غرب جستجو می کرد، حالا که ساختار تحریم ها (همان کمر تحریم ها) شکست است می تواند سر و سامانی به اوضاع اقتصادی کشور بدهد و کشور را از رکود تورمی خارج کند؟

8. نمی دانم چرا.. ولی هربار اسم روحانی را می شنوم یاد پلمب تاسیسات هسته ای می افتم!! امیدوارم حالا که قرار است چرخ سانتریفیوژها نچرخد حداقل چرخ زندگی مردم بچرخد! البته اگر اینگونه بشود باز هم حرف روحانی که گفته بود "چرخ هردوتا باید بچرخد" روی زمین می ماند!

 

اظهار نظر جالب وندی شرمن که به نوعی تایید بسیاری از مفاد دو مطلب اخیر می باشد... حتما حتما بخوانید

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1392ساعت 17:11  توسط عبدالله خدابنده  | 

بیش از یک ماه قبل، گفتگویی با یکی از دوستان وبلاگی درباره توافقنامه ژنو داشتم. از آنجا که پس از امضاء این توافقنامه توسط دولت تدبیر و امید! و گروه 1+5 ابهامات بسیاری پیرامون برخی مفاد این توافقنامه منتشر شد و دولت ژنرال ها! نیز مردم ایران را نامحرم خود دانست و توضیحات شفاف و مفصلی از این توافقنامه ارائه نکرد! و همچنین به جهت اینکه تفاسیر زیادی از این توافقنامه توسط کارشناسان داخلی و خارجی به خصوص جان کری و اوباما ارائه شد که احتمالا با روح تفسیر وزارت خارجه دولت راستگویان! در تضاد ماهوی و مبنایی است، بنده اهم مباحثی که در آن گفتگو مطرح نمودم را در قالب چند نکته اساسی و اندکی اضافات، جهت تنویر افکار از ما بهتران منتشر می کنم. پیشنهاد می کنم حتما بخوانید و قضاوت کنید.

حتما شاهد بودید که در خلال مذاکرات، جان کری بارها و بارها به سرزمین های اشغالی سفر کرد تا رضایت صهیونیست ها را درخصوص مذاکرات کسب کند. سوال: اختلافات رژیم صهیونیستی و آمریکا بر سر چه بخشی از برنامه هسته ای ایران بود؟ صهیونیست ها اعتقاد دارند هدف اصلی ایران از برنامه هسته ای اش تولید سلاح اتمی است. لازم است بدانید که برای ساخت سلاح اتمی سه مرحله نیاز است: 1) تولید 5 کیلو پلوتونیم 238+ یا 20 کیلو اورانیوم 235+ . تا آنجا که بنده به خاطر دارم صهیونیست ها معتقدند با توجه به قابلیت ها و ظرفیت های ایران ، این کشور می تواند در عرض 7 هفته در راکتور اراک  یا فردو و نطنز مواد لازم برای ساخت این تعداد مواد را تولید کند. 2) پس از تولید مواد هسته ای این مواد باید تبدیل به کلاهک هسته ای یا همان بمب اتم شود. 3) در این مرحله نیز بمب اتم باید سوار بر موشک شده و آماده شلیک از هواپیما یا از سطح زمین یا زیردریایی شود.

جان کری در سفرهای خود به تل آویو قصد داشت تا مقامات اسرائیلی را متقاعد کند که آمریکا این قابلیت را دارد که حتما در یکی از مراحل سه گانه بالا متوجه این اقدام ایران شده و از آن جلوگیری نماید. اما صهیونیست ها به این موضوع اعتقادی نداشتند و معتقد بودند ایران دارای تاسیساتی است که آمریکا از آن باخبر نیست و این امکان وجود دارد که ایران به بمب اتم دست یابد. صهیونیست ها اعلام کردند اگر توافقنامه ژنو قدرت بازدارندگی بالایی نداشته باشد حتما آن را وتو کرده و خود راساً وارد کارزار برچیدن تاسیسات هسته ای ایران خواهند شد. به همین جهت است که اوباما و دیگر سران آمریکایی بارها و بارها موضوع برچیدن کامل برنامه هسته ایران و همچنین توقف این برنامه پس از 10 سال را بارها و بارها مطرح نموده و از قصد خود برای توقف کامل آن در آینده (علی رغم تکذیب ایرانیان در این خصوص) را مطرح می نمایند! هفته نامه معتبر اکونومیست درباره هدف نهایی امریکا از مذاکرات عقیده دارد: «اوباما می گوید ایران باید محدودیت های شدید بر برنامه هسته ای خود را بپذیرد و گزینه تولید سلاح هسته ای را در این کشور غیرممکن سازد. در حقیقت، هیچ توافقنامه ای نمی توانند به صورت دائم توانمندی ایران را برای دستیابی به بمب هسته ای درصورتیکه این کشور واقعا به دنبال آن باشد از بین ببرد، می توان زیرساخت های این کشور را از کار انداخت اما دانش فنی این کشور را نمی توان از بین برد. هدف واقعی اوباما این است که گزینه تولید سلاح هسته ای برای ایران تاحد امکان دشوار و سخت شود و همچنین این کشور امکان تولید بدون شناسایی مقادیر قابل توجهی مواد شکافت پذیر را نداشته باشد».

اکونومیست از قول گری سامور مشاور پیشین اوباما این موضع را مطرح کرده است که ایران اساسا نباید زیر ساخت گریز هسته ای داشته باشد: «سامور گفت تمرکز صرف بر محدود کردن توانمندی فرار هسته ای ایران یک مسئله انحرافی است و مسئله اصلی این است اگر ایران زیرساخت های هسته ای کافی داشته باشد می تواند کارشناسان و مواد هسته ای خود را به تاسیسات های مخفی منتقل کند.». در این راستا بد نیست برخی از مفاد توافقنامه را با این پیش فرض مرور کنیم.

برخی از تعهدات ایران:

1. در توافقنامه ژنو ذکر شده که ایران بر اساس توافق طرفین و نه بر اساس NPT ، حق دارد با موافقت آمریکا غنی سازی در خاک خود انجام دهد! اصولا تفسیر آمریکایی ها از بند 4 NPT ، اجازه دادن به کشورهای جهان برای غنی سازی در خاک خود نیست بلکه آنها می گویند هر کشور حق دارد از انرژی صلح آمیز هسته ای استفاده کند. حالا مواد هسته ای مورد نیازش را باید از کجا تامین کند؟ از کشورهایی که حق تولید دارند! حالا چه کشورهایی بدون محدودیت حق تولید دارند؟ شما بگردید و پیدا کنید!

لازم است بدانید که به غیر از کشورهایی مثل آمریکا و انگلیس و فرانسه و یکی دو کشور دیگر... فقط 5 کشور دیگر جهان با اجازه آمریکا حق پیدا کردند به صورت بسیار محدود و فقط برای مصرف داخلی شان غنی سازی کنند. آلمان، هلند، بلژیک و ...خب با این تفاسیر ایران نیز بعنوان ششمین کشور می تواند با توافق با آمریکا حق غنی سازی داشته باشد. تا اینجا همه چیز عالی است.. اما از این به بعدش خیلی جالب خواهد بود.

تفسیر آمریکایی ها پس از این توافق این بود که ایران باید به اندازه نیروگاه هایی که دارد مواد هسته ای تولید کند. خب ما چند نیروگاه در کشور داریم؟ بوشهر و اراک. نیروگاه آب سنگین اراک که قابلیت تولید مواد هسته ای با غنای بالا داشت عملا با این توافقنامه تعطیل شد. نیروگاه بوشهر هم تا 5 الی 6 سال آینده سوختش را از روسیه تامین خواهد کرد. فعلا هم که ما بیش از 10 هزار تن مواد 5 درصد داریم که قادر است سوخت 5 سال نیروگاه بوشهر را تامین کند. ضمنا ایران با توافقنامه ژنو حق انباشت بیش از 10 هزار تن را ندارد! 196 کیلو مواد 20 درصد هم که با این توافقنامه اکسید و رقیق شدند. با این اوضاع فعلا ما تا حدود 10 سال آینده نیاز به تولید سوخت نداریم و نیاز به غنی سازی هم نیست. پس چه شد؟ از نظر آمریکایی ها طبق این توافق نامه ما فعلا تا 10 سال آینده نیاز به غنی سازی و ذخیره مواد هسته ای 5 درصد نخواهیم داشت!

اگر هم بعد از 5 سال بخواهیم غنی سازی اورانیوم داشته باشین باید سطح غنی سازی، تعداد ماشین ها، درصدش غنی سازی، مکان و تاسیسات آن و از همه مهمتر نوع سانتریفیوژها با تایید آمریکا باشد. جالب است بدانید که معاون سوزان رایس مشاور سیاست خارجی آمریکا هم پس از مذاکرات ژنو اعلام کرد: حداکثر حدی که آمریکا به ایران اجازه غنی سازی در خاک خودش را خواهد داد 3 هزار سانتریفیوژ نسل 1 یا حداکثر 2 و در سطح 5 درصد خواهد بود! اکونومیست هم خبر داده است که امریکا می خواهد تعداد ماشین های ایران در گام نهایی زیر 5000 عدد باشد. ایران در حال حاضر حدود 20 هزار سانتریفیوژ فعال دارید که با رسیدن به توافق نهایی بسیاری از آنها تعطیل خواهند شد!!. این را هم بدانید که اگه قرار شد ایران در خاک خودش غنی سازی کند همه برنامه غنی سازی اش باید به صورت متمرکز در یک نقطه و رو زمینی باشد (تا اگر قرار شد روزی این تاسیسات مورد حمله قرار گیرد، به راحتی از بین بروند). کاری که تا قبل از این به دلیل فعالیت سایت فردو در صدها متر زیر زمین قابل انجام نبود.

2. از دیگر بندهایی که ایران پذیرفته در این شش ماه آن را اجرایی کند این است که ایران باید در عرض 3 ماه اطلاعات جزء به جزء تمامی مکانهایی که مرتبط با برنامه هسته ای هستند را تمام و کمال در خدمت آژانس قرار بدهد که این از پروتکل الحاقی هم فراتر رفته است! این بند تایید می کند که ایران باید ریز به ریز آمار و اطلاعات تمامی تاسیسات بزرگ و کوچک هسته ای را به همراه توان تولید کشور و آمار همه دانشمندان هسته ای و هر چه که فکرش را بکنید در عرض سه ماه در اختیار قاتلان شهدای هسته ای مان قرار بدهد. حتی دسترسی به دوربین های آفلاین تاسیسات هم مورد تاکید 1+5 بود!! سوال: به نظر شما دستگاه های جاسوسی غرب با چه هزینه ای و ظرف چند سال باید این همه اطلاعات به دست می آوردند؟؟ این بند نشان داد آمریکا در این مذاکرات به دنبال راهی است که اگر روزی توافقنامه ژنو ملغی شد بتواند آمار و اطلاعات برنامه هسته ای ما را به راحتی آب خوردن و در عرض 3 ماه به دست آورد.

3. در این توافقنامه مابین توافق اولیه و توافق نهایی بین ایران و 1+5 زمانی تعیین نشد! ولی تاکید شد که زمان شش ماهه اولیه با توافق دو طرف قابل تمدید می باشد! در ابتدای پاراگراف دوم بخش مقدمه توافقنامه، بندی وجود داره که می گوید "در فاصله میان گام‌های اولیه و گام آخر، گام‌های دیگری از جمله پرداختن به قطعنامه‌های شورای امنیت با هدف پایان رضایت بخش بررسی موضوع توسط شورای امنیت سازمان ملل متحد وجود خواهد داشت" !!!! خب یک نفر به بنده بگوید که قطعنامه های شورای امنیت که علیه برنامه هسته ایران صادر شد چه مفادی داشت و چه چیزهایی از ایران می خواست؟ در یکی از این قطعنامه ها داریم که همه تاسیسات غنی سازی در ایران بل کل باید برچیده شده و تمامی تاسیسات از بین برود و سیستم های موشکی و پدافندی ما باید عقیم سازی شود و ایران باید دست از تروریسم در منطقه بکشد و به گزاره های حقوق بشری پایبنده باشد و دهها مورد دیگر! خب اگر قرار بود ما قطعنامه های شورای امنیت را بپذیریم که از ابتدا این همه مذاکره نمی کردیم و آن همه تحریم نمی شدیم!!! برای همین هم بود که مشاور سوزان رایس پس از مذاکرات ژنو گفت: از دید ما رسیدن به توافق نهایی با ایران 20 سال طول خواهد کشید!! و این موضوع توسط دیگر سران آمریکایی نیز تایید شد!

4. موارد دیگری از تعهدات ایران در این زمینه وجود دارد که از آنها فاکتور می گیرم!

 

ادامه دارد...

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم بهمن 1392ساعت 23:5  توسط عبدالله خدابنده  | 

ملتفد اید که تا پایان سالِ حماسه اقتصادی دو ماه بیشتر نمانده و دولت تدبیر و امید فعلا مشغول بار زدن سبدکالا برای ارسال به مناطق محروم کشور است و اگر خدا رحم کند تا پایان سال زلزله نداشته باشیم، دولت همچنان مشغول پخش آن خواهد بود. فلذا این جانب احد یکتا -دبیر ستاد دورکاری کشور وابسته به دفتر مدیریت توسعه انسانی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری- ، به مناسبت افزایش بی رویه حجم مصرفی گاز و برق و آب در کشور، شخصاً احساس وظیفه نموده و با الهام از طرح دورکاری دولت سابق جهت کاهش ساعات اداری در تهران اطلاعیه ای که به دستور العمل شبیه تر است صادر نمودم و از معاون اول رئیس جمهور خواستم آن را ابلاغ نماید. متن اطلاعیه بدین شرح است:

بسمه تعالی

گیرندگان محترم یکم، دوم و هرچندتا

احتراما، ضمن تبریک روز جهانی دورکاری در ایران، به استحضار می رساند یکی از اصول اثبات شده در کائنات دورکاری است. بر اساس اطلاعات بر جای مانده از دوران قلقلک میرزا و تحقیقات صورت پذیرفته در بعد از پیدایش انسان (این تحقیقات همچنان ادامه دارد..) کره خاکی مملو از دورکاری بوده و انسانهای اولیه انجام امورات روزانه خود را در محیطی غیر از محیطهای اداری انجام میدادند. دورخوری، دورپزی، دورقاب چین، دوربرگردان و غیره بخشی از این کارها بود اما فلسفه انجام آن همچنان بر ما پوشیده است. در این راستا باستان شناسان پاستور معتقدند با توجه به هوای پاک، ترافیک روان و عدم وجود آلاینده های مضر در هوای دوران باستان و ماقبل آن، به نظر می رسد این کار احمقانه ای بود که انسانهای اولیه به دلیل نداشتن تمدن، مدرنیته و اون یکی چی بود؟ آها عدم آگاهی از حقوق شهروندی به انجام آن مبادرت می ورزیدند.

اما بشر امروزی به واسطه حجم عظیم فشارهای اقتصادی و سیاسی نظیر ناهنجاری های اجتماعی و فرهنگی! نیازمند حضور هرچه ترتر در کنار خانواده می باشد و این امر مستلزم تغییر نگاه مسئولان و اتخاذ تصمیمات استراتژیک می باشد. همچنین با توجه به اینکه دوری و دوستی از اصول جدایی ناپذیر در صله ارحام است و ابر و باد و مه و خورشید و فلک هم به دلیل دوری شان از سطح زمین است که به ما خدمت رسانی می کنند خواهشمند است شما هم کمی فاصله را رعایت کنید و دورتر بایستید.

لذا بر این اساس ستاد دور کاری کشور ضمن پاسداشت حماسه اقتصادی و لزوم پرداخت به این امر مهم، با توجه به تغییر ساعات کار اداری در تهران و بازگشت آن به حالت قبل، در جهت جلوگیری از دودره بازی و افزایش بهره وری کارمندان تشکیل جلسه داد و ضمن احتساب 5 نمره منفی، 153 هزارتومان جریمه و توقیف 6 ماهه گواهینامه انسانهای اولیه، دستورالعمل 6 بندی را در جهت ایجاد فضای دورکاری در ادارات و نهادهای زیربط و حتی ارگانهای بی ربط تهیه نموده و به شرح ذیل از طریق دورنگار ابلاغ نمود:

1) تمامی نهادها و ارگانهای وابسته موظف اند ترتیبی اتخاذ نمایند تا نیمی از وقت کارکنان تحت امر به دورکاری تبدیل شده و کارمندان محترم نیز نسبت به انجام هرچه سریعتر آن به مسئول مافوق خود فشار بیاورند.

2) با توجه به اینکه اکثر کارمندان از ساعت 8 تا 9 صبح مشغول خوردن صبحانه هستند، ساعت 1 تا 2 هم که وقت نماز است، بعد هم که یک چرتی بزنند سرویس می رسد، خب بنده خدا مگه مجبوری، اصلا نیا سرکار.

3) دیده شده که برخی از کارمندان اناث با توجه به قانون شیردهی به نوزادان یک ساعت زودتر از بقیه محل کار را ترک می کنند. لذا با توجه به بند قبل، تنها کاری که از دست ما بر می آید این است که برویم سراغ بند بعدی.

4) کارمندان محترم بدانند در هنگام دورکاری در منزل، نگهداری از فرزند زیر 2 سال، دوش گرفتن اجباری، پرتاب آجر، اصلاح ریش، طبخ غذا، حجامت و .. در حکم محاربه با ستاد دور کاری محسوب شده و در صورت مشاهده مراتب را خودتان به حراست سازمان مربوطه گزارش دهید، باشه؟

5) همان (باشه؟) خودش نوعی دورکاری محسوب می شود

6) لازم به ذکر است قانون دور کاری شامل مشاغلی نظیر معلمان، نظامیان، جامعه پزشکی و پرستاری، کارمندان نهادهای خدماتی نظیر شهرداری ها، بانکها، صداوسیما، آتش نشانان، نیروی انتظامی و... کارکنان نهاد ریاست جمهوری، قشر زحمتکش رانندگان، کارمندان حجمی، کارگران غیر حجمی، صنوف، کارکنان شرکت واحد اتوبوس رانی شهرداری تهران، مدیران میانی، کارشناسان و کارمندان اداری همه ادارات دولتی به خصوص وزارتخانه ها، کارکنان و اساتید دانشگاه ها، بروبچه های وزارت اطلاعات، ورزشکاران مدال آور المپیک و جهانی، و ... نبوده و شایسته است این عزیزان بی خود دلشان را صابون نزنند.

* تبصره: بند 6 شامل مدیران ارشد همه نهادها و سازمانهای دولتی، غیر دولتی و شبه دولتی نبوده و این دوستان با خیال راحت بروند دورکاریشان را بکنند.

این قانون مشتمل بر 6 اصل و یک تبصره نصفه و نیمه می باشد و بر اساس ابلاغیه شماره 149/ج/45-542 رئیس دفتر معاون اول رئیس جمهور از تاریخ اول مهر 92 لازم الاجرا بوده اما هیچ ضمانت اجرایی ندارد.

 خسته نباشید

مشاور عالی دکتر و رئیس ستاد دودره کاری کشور

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1392ساعت 12:33  توسط عبدالله خدابنده  | 

این وقت سال که می شود هر کاری میکنم به بعضی چیزها حساس نباشم نمی شود. دقیقا از 15 آذر به این ور (این وری نه، آن یکی ور) یک حسی به من میگوید که باز هم باید خودم مثل این عمله ها آستین را بالا بزنم. قضیه ما شده عین این یارو كه چند بار در كنكور پزشكي رد شده بود؛ پرسيدند تو كه استعداد درست و حسابي نداري براي چي اصرار داري دكتر بشوي؟ جواب داد؛ مي خوام دكتر بشم، از اتاق عمل بيام بيرون و به همراهان مريض بگم؛ متاسفم!! خب که چی؟ این موضوع چه ربطی به آخر سال داشت؟ عرض می کنم خدمتتان!

خوب به حافظه تان رجوع کنید... رجوع کردید؟ دیدید اوضاع از چه قرار است؟ خواهشا بنده را متهم به بدبینی نکنید. وقتی دولت مجبور است آخر هر سال بودجه را بدهد مجلسی تصویب کند که آن را در راس امور نمیداند و پنجاه درصد قانونش را قبول هم ندارد، آن طرف هم یک مجلسی داریم که 10 درصد نمایندگانش بعد از چهار سال هنوز نمیدانند دقیقا باید کجا بروند یا مسیر را پیدا نکردند و همیشه غیبت دارند، یک عده هم که یک لنگی توی این کمیسیون ها نشسته اند و قبل از نهار یک قانونی را تصویب می کنند که خودشان مجبور می شوند بعد از نهار بل کل رد اش کنند وگرنه خشتک شان بادبان می شود، یک عده هم که چهار سال تمام فقط یاد گرفتند"دو دو" کنند، آخرش هم من بدو پلنگ بدو، مگر ول کن است؟ واقعا قضیه ای شده این داستان برای خودش که بلاخره پلنگه بیخیال شد ولی این دوستان بی خیال نمی شوند! این هفته یک وزیر را انتخاب می کنند، هفته بعد استیضاح می کنند و یک ماه بعد کلا زیر میز میزنند و وزارتخانه ها را چهارتا چهارتا در هم ادغام می کنند، آخرش که چی؟ هیچی! حالا عرض می کنم خدمتتان عجله نکنید!

شما خودتان را بگذارید جای من! حالا که قرار است یک خبرهایی بشود که آخر کار یا مجلس، دولت را متهم به یک دندگی کند یا دولت نامه می نویسد که مجلس صلاحیت ندارد و خودش وحی نازل میکند و اجرا می کند، به نظر شما تکلیف ما چیست؟ نباید خودمان آستین ها را بالا بزنیم؟ به نظر من باید لنگه شلوارمان را هم بالا بدهیم که یک هوایی بخورد! لذا با توجه به اینکه بلاخره پس از 4 سال، یک بار سر وقت  لایحه بودجه تقدیم مجلس شد و مجلس هم در دستور کار قرار داد، لذا پیشنهاد می شود مجلس محترم با توجه به اینکه دولت محترم وضعیت مملکت امام زمانی ما را لَنگ توافق نامه ژنو کردند و فعلا منتظراند نتیجه نهایی مذاکرات ظریف – اشتون را از پشت درهای بسته مشاهده کنند، بنده علی الحساب تعدادی اصول اصلی و خطوط محوری را با تکیه بر مولفه های اقتصاد مقاومتی پیشنهاد دادم که در بودجه سال 93 لحاظ کنند..

 

 

بسمه تعالی

دولت و مجلس محترم، چاق، سوسول و مَشتی جمهوری اسلامی ایران

بدینوسیله اصول راهبردی متن لایحه قانون بودجه سال 93 کل کشور (+ برخی کشورهای دوست) در ذیل جهت استحضار ارسال می گردد. لازم است با توجه به اصل وحدت قوا و جلو گیری از هرگونه تکروی در اجرای قانون، بدانید که مجلس همچنان در راس امور است! زیرا برخی آگاهان گفتند همین 50 درصدشان هم فعلا جواب میدهد! لذا مقتضی است پیشنهادات ذیل که در راستای کاهش اتکاء به بودجه نفتی و همچنین افزایش اتکا به بودجه غیر نفتی می باشد، در بودجه سال 93 لحاظ گردد

اصل اول: دولت موظف است در جهت کنترل بر بازار ارز، ابتدا با هماهنگی فرهنگستان زبان ایران نام دلار را به کاغذ پاره تغییر دهد، سپس به خاطر تحریم نفت ایران توسط این غربی های ایکبیری، با تکیه بر دانش جوانان داخلی (دلار ملی) را تولید نماید تا دستش برای هر نوع کنترلی بر بازار باز باشد.

تبصره) به دلیل کاهش صد درصدی اتکاء بودجه سال 92 به نفت، نیازی به تعیین قیمت این کالای بی ارزش نخواهد بود!

اصل دوم: تحقیقات نشان میدهند به دلیل اینکه 80 درصد بودجه کشور از چاه های نفت تامین میشد و همین نفت هم مستقیما سر سفره مردم می آمد به همین دلیل همیشه سفره مردم یا سیاه بود یا بوی بد میداد.. لذا پیشنهاد می گردد وزارت نفت احداث چاه های جدید نفت را از برنامه خود خارج نموده و به جای آن چاه فرش یا زعفران یا خاویار یا اسپری به به را احداث نماید.

اصل سوم: تا آنجایی که به یاد داریم قرار بود یک درصد سود تمامی نهادها و ارگانها و وزارتخانه ها به امورات ورزشی اختصاص یابد که تا کنون این قانون روی زمین مانده است. لذا مسئولین محترم این قانون را از زمین برداشته، تمیز کنند و دوباره بگذارند سر جایش زیرا با این وضع تحریم ها و نرخ ارز و طلا فعلا سوزاندن چربی های اضافه بدن مردم کار ناشیانه ای به نظر میرسد.

اصل چهارم: وزارت نفت باید پاسخگو باشد در طول این 33 سال این همه پول را از کجا آورده بود؟ و آیا اصولا این همه پول از نظر شرعی مشکل ندارد؟ اگر ندارد آیا مالیات و خمس و ذکات آن را پرداخت نموده است؟

اصل پنجم: با توجه به اینکه کشور ما کشوری تهدید محور بوده و اصولا اکثر دستاوردهای ما در زمان تحریم ها به دست آمده است لذا بستر سازی جهت ایجاد تهدیدهای گسترده تر داخلی و خارجی جهت پیشرفت و اعتلای کشور بهترین راه کار ممکن خواهد بود.

اصل ششم: به دلیل حذف بودجه نفتی کشور و حرکت به سمت صادرات غیر نفتی لازم است دانشگاه آزاد اسلامی پس از آزادی کامل! شعبه چین خود را جهت هماهنگی بیشتر دانشمندان و اقتصاددانان و بازرگانان دو کشور دایر نماید.

تبصره 1) لازم نیست دانشگاه آزاد اسلامی در چین شعبه دایر نماید و پول مفت برای این چینی های حشره خور خرج کند، توی همین نعمت آباد یا عبدل آباد یک شعبه دایر کند و از اساتید چینی دعوت کند بیایند اینجا. اینجوری خیلی به صرفه تر است.

اصل هفتم: پیشنهاد می شود جهت وصول مطالبات بلوکه شده ایران در بانکهای خارجی و افزایش سطح رو کم کنی بین المللی، شرکتها، نهادها، ارگانها، وزارتخانه ها، کارتل ها و اشخاص اقتصادی کشور با دریافت وامهای کلان از بانکهای کشورهای خارجی، تحت هیچ شرایطی نسبت به بازپرداخت آن اقدام ننموده تا درس عبرتی باشد برای کسانی که علیه ما پُر رو بازی در می آورند.

تبصره) بهتر است وثیقه وامهای مذکور از محل یارانه کشورهایی که از ایران یارانه دریافت می کنند تهیه شود!!

اصل هشتم: لایحه بودجه سال 93 تمامی امورات جاریه کشور را شامل گردیده و هرگونه هزینه کرد در غیر این مسیر در حکم محاربه با بانک مرکزی تلقی شده و در صورت بروز این پدیده علی کفاشیان محکوم به استعفا از فدراسیون فوتبال می باشد!

اصل نهم: با توجه به اینکه بعد از 30 سال به این نتیجه رسیدیم که سیاست های اقتصادی در دوران جنگ و سازندگی و اصلاحات و دوره اخیر مناسب نبوده و اصولا ما مدیران اقتصادی داریم که یا سواد درست حسابی ندارند اگر هم سواد دارند مدیریت لازم را ندارند یا اگر مدیر باشند قطعا با ما هماهنگ نیستند، لذا پیشنهاد می شود تعدادی از مفاسد بزرگ اقتصادی که همه این آپشن ها را یکجا دارند، جهت مشاوره و تعیین سیاست های کلان اقتصادی کشور مورد بهره برداری قرار گیرند.

اصل دهم: مرکز آمار ایران اعلام کرد تعداد بیکاران در کشور حدود سه میلیون نفر می باشد. در همین راستا لطفعلی تابنده نیز اعلام کرد تعداد کارمندان دولت دو میلیون نفر می باشد. لذا پیشنهاد می گردد جهت رفع کامل و دائمی معضل بیکاری کشور، کارمندان دولتی همچنان مشغول کار باشند، در عوض حقوق آنها بین سه میلیون بیکار واجد شرایط کشور که قبلا ثبت نام نموده و دوره ضرورت را نیز گذرانده اند تقسیم گردد.

اصل یازدهم: دولت موظف است از محل حذف بیشتر یارانه ها موارد ذیل را در اولویت پرداختی خود قرار دهد:

الف ـ سیصد میلیون ریال جهت تخلیه اطلاعاتی ریزگردهای ورودی از کشور عراق و عربستان

ب ـ دویست و یک میلیون ریال جهت رفع مفاسد اخلاقی دریایی و جلوگیری از تخم ریزی علنی ماهیان کف دریاها

پ – دو هزار و هفتصد و سی و دو ریال بابت کانال کشی و انتقال آب از خلیج فارس به کویر مرکزی جهت کشت خیارشور

ت- دو میلیون ریال جهت چکه گیری و تعمیر اساسی آشیانه بالگردها و هواپیماهای اسقاطی

ث – سه هزار میلیارد ریال جهت تامین منابع ایجاد انگیزه برای صادر کنندگان ورشکسته کشور

ج- دویست و پنجاه هزار ریال بابت جلو گیری از سوتی گزارشکران فوتبال

چ – دو میلیون و هفتصد و پنجاه و هفت هزار و نود و سه ریال بابت تجهیز مدارس چهار کشور آمریکای لاتین

ح – یکصد ریال بابت نوآوری و شکوفایی علمی و حمایت از نخبگان

خ– بیست میلیون ریال بابت اتمام پروژه آب رسانی به روستای چلیبر بخش سمنگان از توابع شهرستان گناباد که دو سال قبل افتتاح شده بود

د – هزار و یکصد ریال بابت خرید خرما و بیسکوییت جلسات هیات دولت در دو ماهه نخست سال 92

ذ - هفتصد میلیون ریال برای بازرسی و نظارت نامحسوس از بازرسان و ناظران کل کشور

ر – هزار و پنج ریال جهت تجهیز سالن ورزشی محل نگهداری ماکت " آر کیو 170"

ز- پنج هزار ریال بابت خرید چهارپایه و کرسی آزاد اندیشی دانشگاه ها

س- یک ریال کمک بلاعوض به بانک ملی ایران

ش – پنجاه ریال بابت هماهنگی دستگاه های زیربط و روربط

ص – هفتصد میلیون ریال جهت تامین بنزین اره موتوری هرس درختان شهرستان الیگودرز

ض – پنجاه میلیون ریال بابت تخریب آسفالت معابر و خیابانهایی که فاقد فاضلاب می باشند

ط – چهل و نه میلیون و نهصد و نود و نه هزار ریال بابت احداث فاضلاب معابر و خیابانهایی که فاقد فاضلاب می باشند

ظ – چهل و نه میلیون و نهصد و نود و هشت هزار ریال بابت آسفالت مجدد معابر و خیابانهایی که فاقد فاضلاب بودند

ع- یک میلیون ریال بابت جستجو و کشف رد پاهای به جا مانده مردم در منطقه یک تهران

غ - بازم بگم ؟!؟؟!

قانون فوق مشتمل بر یک ماده واحده و هر چندتا بند و تبصره به علاوه 250 نوشابه و ماست و یک پرس غذای اضافه مادربزرگ داماد در مجلس عروسی روز دوشنبه مورخ نوزدهم دی ‌ماه يكهزار و سيصد و نود آقای عبدالله خدابنده و گل باقالی خانم تصويب و در تاريخ 20/10/1392 به تأييد شوراي انتقالی لیبی رسيد.

ستاد هماهنگی اصولیات راهبردی و فروعیات کمتر راهبردی

 همین مطلب در سایت مشرق

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم دی 1392ساعت 9:29  توسط عبدالله خدابنده  | 

من تا همین چند ماه پیش فکر می کردم که جهاد اقتصادی یک چیزی شبیه یک برنامه اقتصادی یا یک حرکت انقلابی برای از بین بردن معضلات اقتصادی یا یک چیزی توی این مایه هاست که با آن کشور دچار پیشرفت و توسعه اقتصادی می شود اما امروز فهمیدم که اشتباه می کردم و جهاد اقتصادی آن چیزی ست که من هیچ وقت فکرش را نمی کردم.

البته بعدها به این فکر افتادم که شاید جهاد یک چیزی ست که با طرح های عمرانی و برنامه های اقتصادی دولت گره خورده و اقتصاد هم همان چیزی است که قرار بود سر سفره مردم بیاید و اگر تا به حال نیامده حتما پارچ به اندازه کافی تولید نکردیم وگرنه آقایان قول دادند و حتما عمل می کنند، اما چشم باز کردیم و دیدیم که فعلا این دولت خودش دچار یک توافقنامه شده که بدجور سر حلقش گیر کرده و باید یک پارچ نفت با قیر بدهیم که پایین برود و به فرض اینکه آن "سبد کالا را هم بدهند" باید خودمان شروع کنیم و پول جمع کنیم، چون دولت خزانه اش خالی است و باید از بابک زنجانی قرض بگیرد.

این اواخر به ذهنم رسید که شاید جهاد اقتصادی شبیه همان لایحه ایست که به مجلس می برند و اگر تصویب نشد مجلس خودش طرح میدهد و تصویب می کند و دولت هم این وسط زبانم لال یک دفعه دیدی مجلس را که تا هفته پیش در راس امور بود تلپی می اندازد زمین و مجلس هم تشبیه بالکفار می کند و این وسط ما نفهمیدیم چطور این تیم خودش در عرض نیم ساعت بودجه یک سال مملکت را آماده می کند و می گذارد توی کاسه آقایان، حالا شما بیا و درستش کن، حالا بیا و بگو یک کیلو هدفمندی چند سیر رشد اقتصادی داشت؟ حالا بیا و ادعا کن اقتصاد این مملکت دست ژنرال ها نیست.

_35228.jpg

شاید شک کنید و بگویید من آدم بدبینی هستم ولی باور کنید ما آدمهای بسته ای نیستیم و اصولا دیدمان تا زانو  باز است، یعنی اینطور نیست که مجلس و دولت از سر و کول هم بالا بپرند و ما اجازه بدهیم کار همینطور روی زمین بماند، شما زاویه دیدتان را عوض کنید حتما خواهید دید که ما موفقیتها را هم اعلام می کنیم. نمونه اش همین آقای جهانگیری و دوستان که روزی سه بار تا توی جلساتشان با مفاسد اقتصادی برخورد می کنند و همین آقای سخنگو بدون اینکه به موهایش ژل بزند یا به ریشهایش خضاب بدهد، نه در یک پارتی شبانه، نه در یک مهمانی بالای برج، بلکه وسط صدتا خبرنگار ابراز داشت "نستمع الی الغاز اقتصادنا الفاسده" (ترجمه: ای مفسدین اقتصادی بدانید و آگاه باشید که هرکجا بروید ما گوشهایتان را با دندانهای مان گاز خواهیم گرفت). ما که نه ولی همه مردم شاهد بودند پس از 33 سال بلاخره با رشادت این آقایان خواب این دانه درشت ها به کابوس مبدل شد و مقرر شد تحت هیچ شرایطی به اینها دست چک ندهند و هفته ای یکبار خودشان را به انفرادی معرفی کنند و بروند کار اقتصادی شان را بکنند!

شما را نمیدانم ولی با این اوضاع من فهمیدم که جهاد اقتصادی از دید مسئولین، تجلی یک حرکت عظیم و صد البته نمادین است که اولش ده تا جلسه و همایش و ستاد تشکیل می شود و نتیجه اینکه سراسر تیر برقها و سردر ادارات را بنر باران می کنند و در ادامه همین آقای نعمت زاده که خودش یکی از مظاهر جهاد اقتصادی است و هر جا می رود با آن کمردرد مزمن، علیه دولتها جهاد اقتصادی برپا می کند و خودش همه کاره است و با یک جمله 30 درصد قیمت ها را افزایش می دهد.

البته شاید بگوئید حرف یک اقتصاددان یا یک نماینده مجلس یا یک ژنرال 70 ساله ملاک نیست و ملاک ما همین آقایانی هستند که یارانه ها را برداشتند و عوضش قول دادند نفت را پارچ و قیر را با دبه و گوشت و مرغ را نصف قیمت سر سفر مردم بیاورند و قیمت دلار را ثابت نگه دارند که پایین نیاید، همین ها مواظب قیمتها هستد که خدای نکرده به آنجای مردم فشار نیاید که یک وقت خودشان رسماً دست به کار بشوند و به اینها بفهمانند که جهاد اقتصادی یعنی اولویت دادن به مسائل اقتصادی نه گزارش دادن های الکی!

ای مردم، فعلا همین 800 گرم پنیر را بگیرید و قبول کنید جهاد اقتصادی برای خودش مراحل مختلف دارد و اینطور نیست که یک شبه حمله کنیم و همه قله ها را فتح کنیم و یک پرچم بگذاریم آن وسط تا همه با آن عکس بگیرند. اینها فقط وجه سلبی قصه بود و اگر کار به جاهای ایجابی برسد خواهید دید که ما خیلی آدمهای جالبی هستیم و کلا همه چیزمان با همه چیز دیگرمان فرق می کند.

 من که اصلا حال خوشی ندارم، یعنی راستش را بخواهید چند وقتیست دارم به همه چیز بدبین میشوم و هر وقت اسم جهاد اقتصادی را می شنوم زیر پلکم تکان می خورد و انگار همین الان است که سازمان ملل اعلام کند تا دو سال آینده ما هم به عاقبت همین مردم سومالی و افغانستان

00211.jpg

دچار بشویم! به خدا تقصیر من نیست شما باشید چطور فکر می کنید؟ نمونه اش همین دو سال قبل که سال اصلاح الگوی مصرف بود اینقدر کالا وارد کردیم و ملت مصرف کردند که در طول سی و چند سال انقلاب بی نظیر بود و به لطف این، همه تولیدی های داخل به زایمان افتادند در عوض اینقدر بنر چاپ کردیم و به در و دیوار چسباندیم که تا همین الان هم کشور دچار کمبود تیر برق است و بنرها روی دستمان مانده!

یا همین سال گذشته سال همت مضاعف و کار مضاعف بود نتیجه اش این شد که به خانواده ها دستور دادند آستین ها را بالا بزنند دو فرزند کم است و کشور در آینده به نیروی کار نیاز دارد شما تولید کنید ما به ازای هر نفر یک میلیون می دهیم! اما همت ها که مضاعف شد اعلام می کنند بودجه نداریم و فعلا یک دَ دَ دودویی بکنید که بچه گریه نکنند.

حالا متوجه شدید جهاد اقتصادی از دید این آقایان یعنی چی؟ حالا هی به من بگوئید بدبین و به خودتان بگوئید جهاد اقتصادی! خب با این وضعیت شما چه انتظاری از بنده دارید که به جهاد اقتصادی این آقایان خوشبین باشم؟ وقتی به جای کارآفرینی بیکار و بدهکار تولید می کنیم و اصل نهادمند کردن روشها می شود روش چگونگی نصب بنر بر روی تیر برق، و رشد اقتصادی هم فعلا معلوم نیست داریم یا نه، من به کجای این دولت خوش بین باشم؟ این وسط، دهها هزار اصل خدمت رسان را هم دیپورت کردیم به افغانستان و الان مشکل کارگر ارزان قیمت داریم!

ما که کلا بی خیال اینها شدیم یعنی چاره ای نداریم، ولی تا یادم نرفته بگویم که روحانی قول داد امسال رشد اقتصادی از منفی 8/5 برسد به منفی 8/3 !! شما را به خدا یکی مرا نجات بدهد، وسط این همه بدبختی، این دستاورد به این مهمی از کجا افتاد توی کاسه ما..!

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم دی 1392ساعت 21:12  توسط عبدالله خدابنده  | 

احمدی نژاد به دادگاه احضار شد، اما به دادگاه نرفت.. کسی هم برای حمایت از او حاضر نشد به دادگاه برود..

روحانی در اولین شوی تلویزیونی خود، برای تخریب و تخطئه احمدی نژاد کم نگذاشت..

.

.

احمدی نژاد «پس از سالها با ادبیاتی مناسب»، روحانی را به مناظره (- مبارزه) طلبید..

,من مانده ام آن 30 میلیون آدمی که قرار بود پایه گذار چوسان جدید (- دولت بهار)  باشند کجای این بازی مسخره قرار دارند!؟ به من حق بدهید که امید داشته باشم که از آن 30 میلیون نفر حداقل شیش نفرشان دم در دادگاه حاضر شوند و شعار "سلام بر احمدی درود بر مشایی" سر بدهند. البته شنیده ها حاکیست قرار است حامد فتاحی و تیم همراه او (- متشکل از عده ای وبلاگ نویس انحرافی) نهضت شکایت از روحانی را ترتیب دهند...

پس فعلا تا انقلاب مهدی (عج) نهضت ادامه دارد..

 


پ.ن.1: این روزهای احمدی نژاد را که می بینم یاد تنهای تنهای تنها می افتم! هرچند هنوز فیلمش را ندیدم! بنده خدا می خواهد با دانشگاه ایرانیان ساختار حقیقی نظام را هم عوض کند تا به کمک علم و فناوری خروجی از این دانشگاه و با همت این هیچ میلیون هوادارش مناسبات بین المللی را عوض کند و برود برای بریدن سر دیو داروینیستی جهان! طنز از این جُک تره؟

پ.ن.2: میگم اگه احمدی نژاد برای تولید علم جدید و فناوری نوین تولید، همه دکترهای عالم رو جمع کنه تو دانشگاهش، ماها وقتی مریض شدیم پیش کی بریم؟!! :-(

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آذر 1392ساعت 19:25  توسط عبدالله خدابنده  |