شب عید است اما دلم یک دل سیر گریه می خواهد..
یه مطلب آماده کرده بودم می خواستم به همراه چند عکس براتون بزنم تا بفهمید بیمار ما و خود ما الان تو چه شرایطی هستیم. فکر کنید روده ها تون سوراخ باشه و هرچی می خورید شر شر بریزه تو فضای شکم تون و از شکاف هایی که در دو طرف شکم تون توسط دکترا تعبیه شده بریزه تو کیسه مخصوص. همین غذا بعد از مدتی عفونت خاصی داخل شکم رو روی شکاف های موجود به وجود میاره که اوضاع بیمار رو اسفناک می کنه
حالا اگه بیمار معده هم نداشته باشه و یک ماه و نیم هم غذای درست و حسابی نخورده باشه و سرطان بدخیم هم داشته باشه که فبها...!! دخترا معمولا خیلی بابایی اند.. خیلی بده که آدم ۱۹۰ سانت قد داشته باشه اما وزنش برسه به ۵۰ کیلو و اونقدر اسکلت بشه که دختر آدم بترسه بیاد پیشش.. چند روز قبل وقتی تو بیمارستان دخترش رو صدا میزد که بیاد تا بوسش کنه اما اون بچه می ترسید و نمی رفت پیش پدرش دلم اونقدر سوخت که نتونستم تا الان بچه خودمو درست ببوسم
پریشب که پیشش بودم یه هویی بهم گفت میشه یه روز من خوب بشم و فقط یه بار بتونم برنج سرد با گردو بخورم! اونقدر از این حرفش خنده ام گرفت که هنوزم که یادم میاد نمی دونم این دوتا چه ربطی به هم دارن و این چه ویاری بود که این بدبخت داشت. نمی دونم چی بگم.. فقط اومدم بگم که دکترا آخرین حربه رو برای رفع این وضعیت شروع کردند.. از چهارشنبه هفته قبل این اقدام شروع شده و امیدواریم اینبار دیگه جواب بگیریم. تا همین حد هم راضی ایم که تا حدی خوب بشه و بتونیم یه سفر مشهد ببریمش..
شب های عزیزی است.. اگر حالی بهتون دست داد و دستاتون رو به آسمون بلند شد اول برای شفای همه بیمارا دعا کنید و بعدش هم برای بیمار ما..
الهم عجل لولیک الفرج
عید همه تون مبارک

"مطالب این وبلاگ تقدیم به روح بلند پدر طنز سیاسی ایران مرحوم کیومرث صابری (گل آقا) یادش گرامی باد"