حواشیِ همایشی که همهاش حاشیه بود
توجه توجه: مطلب زیادی پربار است، مواظب بغل دستی تان باشید
حاشیه ، فصل مشترک این چهار سال ما با احمدی نژاد بود. به زعم این حقیر احمدی نژاد در این 8 سال هرچه که نداشت این یک قلم اش خیلی به کار ما (بنده و جمعی که مثل من هستند، همان سندیکای ناپخته گان عرصه سیاست) آمد. چهار سال حاشیه و تنش و جنگ و دعوا و پیچ های مختلف تاریخی که از آنها عبور نکردیم و افتادیم ته دره، باعث شد در هر زمینه ایی آبدیده بشویم. به نظر من امروز ما (منظور همان جمع سابق است) خیلی بیشتر از چهار سال قبل می دانیم که چگونه باید با یک رئیس جمهور تعامل کنیم، چگونه باید او را دوست داشته باشیم، چطور باید از او حمایت کنیم و کِی و کجا باید زیر آبش را بزنیم! جالب است نه؟ مثل این می ماند که یکی بیاید و یک گونی بگذارد روی دوشَت و در عرض 4 سال آن همه تجربه را یکجا خالی کند توی گونی و خودش هم بپرد بالا..! باورم نمی شود که دارد می رود، مانده ایم توی این سالهایی که نیست، چکار کنیم؟ به نظر من یکی مثل روحانی این ظرفیت را ندارد که چهار سال تمام دیوانه وار برای ملت کار کند و چهار سال بعدش با پشت دست بزند تو دهن شان و با سبیلشان ور برود و به ریش شان بخندد!
القصه، ملتفتید که پَریروز، مقارن با ولادت با سعادت حضرت صاحب الزمان (عج) -که از شانس برگزارکنندگان همایش «تجلیل از خادم بیادعای ملت»- سوم تیر ماه سال 92 هم بود، همایشی با حضور تعدادی از موافقین، منتقدین، مخالفین، معاندین و برخی از مستقلین حامی احمدی نژاد در سالن سیدالشهدای میدان هفتم تیر برگزار شد.سوای اینکه واقعا احمدی نژاد بی ادعا بود یا نبود، حواشی این همایش خودش به اندازه یک چهار سال دست نخورده برای ما تجربه داشت. چطور؟ از اینجایش را بیشتر دقت کنید:
1. همایشی با حضور چندصد نفر مخالف: از 25 میلیون رای دهنده به احمدی نژاد و 33 لغایت 35 میلیون رای دهنده به مشایی!!! (به علاوه بچه های اجنه و اینا)، چیزی کمتر از هزار و پانصد نفر در این همایش حضور داشتند. شمرده ام که می گویم. بابا به خودتان بیائید، احمدی نژاد دارد می رود! یک دوازده هزار نفری، یک ده هزار نفری، چیزی! جالب اینکه در اطلاع رسانی این همایش عنوان شده بود حضور برای عموم آزاد است! البته بگذریم که همان دسته گل هایی که برای تجلیل از احمدی نژاد آمده بودند سایه همدیگر که هیچ، بابای همدیگر را هم با تیر می زدند.
2. وحدت زورکی با مجریِ استحاله شده: این همایش توسط عده ای از حامیان احمدی نژادِ دولت نهم که در دولت دهم دشمن او شده بودند و بعد در یک استحاله نوستالژیک، این اواخر باز هم به دامن گشاد احمدی نژاد پناه آورده بودند و البته مرزبندی هایی با مشایی دارند و صد البته با دشمنان او میانه خوبی ندارند و مخالف جبهه منقدین مشایی و احمدی نژاد هم هستند و در یک کلام با همه دوست اند و به همه انتقاد دارد و آخرش نفهمیدیم بلاخره از دید این دوستان احمدی نژاد بد است یا خوب یا مثلا مشایی دوست است یا دشمن؟ اگر به فرض احمدی نژاد خوب باشد و مشایی دشمن، چسبندگی این دو را چه کنیم؟ جان فشانی احمدی نژاد برای مشایی را کجای مان جا بدهیم؟ القصه همین دوگانگی نو دیالکتیکی این دوستان موجب شد چنان جوی در سالن برقرار شود که مجری معروف این همایش مجبور شد برای اینکه مسلمانی اش را برای برخی حضار انحرافی ثابت کند، اشهدش را همان اول کار بخواند.
4. از پشت عینک حنیف ستاریان: از هرچه بگذریم، تحلیل حنیف ستاریان از این تجلیل، خوش تر است. اندکی پس از اینکه حنیف ستاریان به دفتر کارش رسید دستور داد –خدا می داند شاید هم خودش نوشت- حاشیه ای بر این همایش بنویسند. مقدمه ماجرا اینکه مدیرعامل داش مشدی موسسه ایران در این همایش از همه جایش برای احمدی نژاد و همراهان مایه گذاشته بود. جلف بازی های حنیف حسین، آنقدر زننده و جوات بود که فکر کنم بزرگترهای انحراف بلاخره به این تصمیم رسیدند که هنوز یک ماه و اندی مانده به پایان دولت کارش را یکسره کنند و به دوران خفت بار حضور او در آنجا پایان بدهند. قحط الرجال به این عظمت ندیده بودیمکه دیدیم، خداوکیلی مشایی کجای این آدم دیده بود که او را گذاشت مدیرعامل موسسه ایران؟ فقط خدا می داند و خودش و بچه اش! در مورد عملکرد حنیف حسین حرف زیاد است. حواشی ای که ستاریان در سایت شبکه ایران (الان دیگر برداشتند آن مطلب سخیف وحدت شکن را)نگاشته،حاوی نکات جالبی بود که بهتر است خودتان بخوانید و نتیجه بگیرید و به ما هم بگویید:
الف) "اما دیگرانی هم در مراسم بودند، سوم تیری های سابق و توابین امروز. آنان که ظاهرا پس از 4 سال به اشتباهشان پی برده اند. یکی از آنان مجری مراسم هم شده بود؛ فاتح سفارت انگلیس، خبرنگار اخراجی رجانیوز و ماهنامه اصولگرا و از حامیان جبهه پایداری و سعید جلیلی. کسی که دوستانش برای در هم شکستن احمدی نژاد موفق به ساختن توجیه شرعی شده بودند..."
ب) "کج سلیقگی را به اوج رسانده بودند، احتمالا به بهانه جذب حداکثری. یک دفعه قاسم روانبخش یا حسین جلالی را می گذاشتند مجری! احمدی نژادی ها بزرگواری را از احمدی نژاد آموخته اند و در را به روی هیچکس نمی بندند، کسی را پس نمی زنند و کینه به دل نمی گیرند؛ با این وجود توابین هم باید حد خود را می شناختند، اصولا خود آگاهی چیز خوبی است. برای جبران اشتباه 2 سال گذشته، فرصت هست اما تواب جماعت، می رود و گوشه ای می نشیند"
ج) "به یادم هست سال گذشته، نیمه های شب در برابر موسسه ایران با یک همکار محترم روبرو شدم. من در حال هندل زدن سی جی 125 و او در حال استارت کردن پولسار. شدیدا برافروخته بود از انتصابات جدید در روزنامه ایران. از من پرسید نظرت چیست؟ پاسخی دادم. جمله ای گفت که همان شب نیز تن و بدنم را لزاند: «نه آقا جان! احمدی نژاد این ترکیب را چیده تا گوش به فرمان باشند و اگر نخواست انتخابات را برگزار کند، عدم برگزاری انتخابات را تیتر یک روزنامه ایران کنند! ما که اهل این کارها نیستیم!» تعجبم از آن جهت بود که تهمت عدم برگزاری انتخابات را برای اولین بار از زبان همین همکار گرامی شنیدم. همین همکار محترم، امروز پشت تریبون رفت و از اینکه پیش از انتخابات، اصولگرایان به رئیس جمهور تهمت های ضد امنیتی همچون عدم برگزاری انتخابات، برکناری وزیر کشور و استعفا را زده اند، شدیدا انتقاد کرد! توبه این برادر عزیز نیز ان شا الله قبول درگاه حق باشد."
همنوایی و همگرایی انحرافیون را دیدید؟ (خدا را شکر که ستاریان این آخر خدمتی فهمید چه کسانی همکار او و حامی احمدی نژاد هستند. همکارانش هم فهمیدند که وزن یک مدیرعامل موسسه ای مثل ایران چقدر می تواند سبک و پَر پَر باشد.)
بنده اگر دسترسی به آقای الهام داشتم بابت عضویابی ظهور حضرت حجت (عج)، پیشنهاد می دادم نام خودش را هم در لیست ذخیره های 313 نفر می نوشت که اگر خدای نکرده توی راه تلفاتی، مصدومی، محرومی، چیزی داشتیم ایشان را جایگزین کنیم. ضمنا خیلی خوب بود جناب الهام به جای نکات پرس، از این خط کش اندازه گیری و معیار سنجی اش هم رونمایی می کرد تا ما هم خودمان را بسنجیم که هنگام ظهور کجای معادله ایم.
6. یک انحرافی به نام احمد شریعت با جگر آتشین: بعد از برگزاری این همایش، واکنش برخی از این وبلاگ نویس های دو آتشه حامی حلقه انحرافی هم بدجوری جالب بود! من مانده ام که این احمد شریعت که تا دیروز نان حنیف ستاریان را می خورد و پنبه امثال محمد مهدی تهرانی ها را می زد چطور اینبار 180 درجه تغییر موضع داد و از یک طرف جگر آتشینش از ضایع شدن طالب زاده خنک شد و از طرف دیگر از محمد مهدی تهرانی حمایت کرد! یاللعجب!
شریعت در وبلاگش نوشت: "من به شخصه از مجری مراسم (محمد مهدی تهرانی) هیچ نقطه منفی ندیدم و خدا هم نیستم که بدانم نیتش منفی بوده. [اضافات: یعنی قبلا خدا بودی که نیت همه را می خواندی، انحرافی؟] واقعا نمیدانم محمد مهدی تهرانی دیگر باید چه میگفت تا این مسائل خاتمه یابد. برخی میروند دنبال "ایمان ملکا" و او روی طاقچه میگذارند، اما تهرانی که حداقل دیروز هیچ چیزی کم نگذاشت را "سیبل" میکنند. نمیدانم چرا وقتی بعضی ها از امثال او یا الهام خوششان نمیآید، از دکتر و حامیانش مایه میگذارند؟! من محمد مهدی تهرانی را کاملا تایید نمیکنم، اما او را مطلقا "دشمن" نمیدانم و "نمیکنم."
معذرت می خواهم جناب شریعت، شما دقیقا چکاره ای که اینها را تایید و رد کردی؟
7. حامد فتاحی: ناکارگردانی که به یک کارگردان تازید: حامد فتاحی از جمله کسانی بود که از برگزار کنندگان، بابت برگزاری این همایش تشکر کرد. (احتمالا به این دلیل که موقعیتی پیدا کرد تا به طالب زاده بتازد! شاید هم به خاطر موقعیتی که پیدا کرد تا با یک سوپر کارگردان مستقیما دو کلمه حرف بزند). او هم در یک هماهنگی حیرت آور با شریعت دقیقا به انتخاب ملکا در روزنامه ایران توسط ستاریان گیر داد و نوشت "به نظر بنده، آنهایی که با هر توجیهی به امثال «ایمان ملکا» پست داده اند هم حق ندارند منتقد استفاده از «محمد مهدی تهرانی» به عنوان مجری این جلسه باشند". وی در ادامه، افزود: "همچنین مراتب انزجار و اعتراض خود را به انتشار این حاشیه نگاری سیاه و زشت در شبکه ایران ابراز می کنم...".
ابراز کن برادر، ابراز کن. ما چهار سال تمام است که داریم این گندکاری ها را برای شما ابراز می کنیم اما چون ما می گوییم شما قبول نمی کنید. حالا که خودتان به چشم دیدید بیشتر ابراز کنید. ابراز کن.. ابراز کن
8. جمع بندی
- خیرخواهان و احیاکنندگان گفتمان سه تیر، هر زمان قصد داشتند همایشی، جشنواره ای چیزی برگزار کنند قبلش یک جلسه هم افزایی و رفع کدورت داخلی با حضور تمامی اعضا برگزار کنند بعد همایششان را برگزار کنند که این همه آبرو ریزی نشود. با این اوضاع و احوال فکر نکنم 5 نفر هم اطراف احمدی نژاد پیدا کنید که همدیگر را قبول داشته باشند و اینگونه همدیگر را تکفیر نکنند!
- یک زمانی محمدمهدی تهرانی را خیلی قبول داشتم. قلم اش زنده تر از این بود که به این زودی بمیرد. از یک زمان به بعد هم کلا او را قبول ندارم. آدمی که نبوغ قلم اش، قدرت تحلیل اش و تیز بینی نگاهش، مرا سر کیف می آورد، اما الان شده کبوتر گیجی که امروز روی یک شاخه می پرد و فردا روی شاخه ای دیگر! او دیگر مجهز است به تجربه سالها مجری گری در سطوح مختلف. خودی و غیر خودی را با هم میزند اساسی، سالاری بود برای خودش، اما... امان از دوستان ناباب.
- می خواستم به نقاط مثبت این همایش هم فکر کنم اما آخرش نفهمیدم کجای این مراسم نکته مثبت داشت که من به آن اشاره کنم. حاضرین اگر پیدا کردند به غایبین هم بگویند!
- دلبر ما حنیف ستاریان در واقع با آن حاشیه نگاری می خواست به همه ما بفهماند که این زخم چقدر عمیق است و این نفرت تا بدان جاست که این دو گروه در باطن دشمن و در ظاهر خواهان یک وحدت ساختگی اند.حتی حاضر نیستند به خاطر احمدی نژاد هم که شده ظاهرا با هم وحدت کنند و حماسه بیافرینند. برای اینها نه تنها احمدی نژاد ارزش چندانی ندارد، بلکه گفتمان و حماسه سوم تیر هم قد ارزنی ارزش ندارد. آنچه برای این گروه و فرقه حاوی ارزش است، انتقام گیری و انتقام جویی و کینه ورزی است. قبول ندارید؟ بگذارید دولت تمام بشود، خودشان حرف بنده را اثبات می کنند.
- پیشنهاد می کنم دوستان حنیف ستاریان در صورت اخراجش از موسسه ایران او را تاکسیدرمی کنند و بدهندجایی که از او نگه داری کنند (توقع ندارید که دقیقا بگویم کجا؟). مطمئنا اگر او این مطلب را بخواند توی دلش به من می گوید برو رد کارت عمو، تو دیگه از کجا پیدات شد!
- من نه شما، این همه دعوا و درگیری و دشمنی در یک همایش همدلی!!، آن هم با حضور رئیس جمهور را کجای عالم می شود پیدا کرد؟
> بـــــــــده ۲ درشکه اخبار نابِ این وَری
"مطالب این وبلاگ تقدیم به روح بلند پدر طنز سیاسی ایران مرحوم کیومرث صابری (گل آقا) یادش گرامی باد"