اگر دنبال لابی ترین لابی گران دنیا می گردید، دل تان را صاف کنید و یک بار تاریخ این مملکت را ورق بزنید، حتما شما هم تایید می کنید که ایرانی جماعت هر زمان خواست به مخالفین اش حال بدهد کم نمیگذارد. الحمدلله این روزها هم که بازار تعامل و حال دادن داغ بود،مجلس هم آقایی کرد و همچین به وزرای پیشنهادی رای داد که مطمئن ام اگر این رای گیری در کنگره حزب اعتدال و توسعه برگزار می شد نصف کابینه رای نمی آورد. مبارکِ احمد توکلی و علی مطهری و کاظم جلالی و بقیه موافقین باشد انشالله. کار سختی بود و نماینده جماعت هم مرد روزهای سخت؛ اول از کلیت حمایت می کنند بعد جز به جز به همه شان رای میدهند تا نمایندگی شان را تا دسته به همه اثبات کنند. نماینده واقعی ملت و دولت بودن یعنی این.

حالا از فرداست که هزار جور حرف و حدیث و بامبول در می آورند که حتما لابی ای در کار بوده که آن سه بخت برگشته رای نیاوردند، حالا ببینید کی گفتم. باور کنید من جای لاریجانی بودم یا رای گیری را می انداختم هفته بعد، یا قبل از رای گیری یک تست روانشناسی میدادم به این 284 نفر پر کنند تا فردا سند دولت خدشه دار نشود. دقت کردید باب شده که هر کسی بخواهد در ایران وارد سیاست بشود، حتما باید نشانه های جنون را در خودش بروز بدهد؟ انگار جنون آمیز عمل کردن کار اصلی سیاست بازان مملکت شده و امروز دقیقا به چیزی رای می دهند که چهار سال قبل برای از بین بردنش قیام کرده بودند و حتما فردا وزیری را استیضاح می کنند که امروز به او 274 رای مثبت دادند! من مرده و شما زنده، اگر تا انتهای دولت یازدهم سه بار همه وزار را استیضاح نکردند من اسمم را عوض می کنم می گذارم فریدون.

قضیه اینها شده عین داستان آدم و حوا (ع). بنده خداها هم توی بهشت بودند، هم نارنگی و پرتقال و آلبالو و گیلاس شان به راه بود، هم قابیل علیه هابیل کودتا نمی کرد، هم عصمت شان حفظ شده بود، هم شاهد طوفان و زلزله و مریضی و دربه دری روی زمین نبودند، هم تورم و نقدینگی و کاهش ارزش پول ملی نداشتند، هم اجاره خانه نمی دادند، هم بند کیف و کفش و مانتو و شلوار نبودند، یک گوشه بهشت نشسته بودند و حال و حول می کردند. اما آن همه نعمت را ول کردندعدل چسبیدند به گندمی که بعد از 10 هزار سال الان کیلویی 800 تومن قیمت دارد و از بهشت رانده شدند. حالا امروز نزن پشت دستت فردا بزن، مگر آدم می شود؟

پیشنهاد می کنم حالا که قرار است اینطوری برویم جلو و همه جوره به هم فاز بدهیم، از فردا یک فراکسیونی، کمیسیونی، حلقه ای، دایره ای چیزی به نام نهروان ولایت هم در مجلس تشکیل بشود و دوستان تصمیم بگیرند که اگر قرار است چهار روز تمام وقت و پول ملت را هدر بدهیم و سند جمع کنیم و مدرک بیارویم که بابا فلانی توی جیب موسوی بزرگ شده و به خدا این آقای زنگنه را 22 سال است که رصد کردیم، اشیاء نورانی نیست که سالی یک مرتبه روئیت کنیم و فلان نامزدرا هم تازه از جنگل پیدا نکردیم که ندانیم چه کاره بودند و چه بلایی سر اقتصاد و امنیت و نفت و گازوئیل این مملکت آوردند.خب اگر قرار است اینها رای موافق بگیرند همین آقایان فراکسیون خودشان بروند پشت پرده و برنامه های شان را مطرح کنند و همانجا دیده بوسی کنند و لپ همدیگر را بکشند و علی مطهری هم برایشان تحلیل سیاسی کند دور هم بخندند و قائل قضیه را بکنند بندازند دور.

کابینه دولت حسن روحانی

حالا شما هی بیا توی صحن جاز بزن که اکبر اقتصاد سوسیالیتی خوانده و در راستای منافع حزبی اش فعالیت می کند،اصغر هم کلا یک فرهنگی لیبرال است، جواد هم همیشه در راستای منافع غرب و اجنبی های سلطه گر قدم بر داشته، مگر متوجه می شوند؟ صبح جلوی آینه می ایستند و شعار مرگ بر آمریکا می دهدو عصر بههمان که بعد از 4 سال از حصر بیرون آمد و رفت حمام کرد و الان آمده خیلی زیبا و خوش تیپ نشسته و توی موبایلش شماره اوباما را دارد و روزی دو بار پیامک تبلیغاتی می فرستد، رای می دهد تا برود خدمت کند به همان نظام های کمونیستی و لیبرالیستیو استعمارگر.یارو شبها خواب پوپر و مونتسکیو می بیند، صبح به دنبال احیای جمهوری دموکراتیک ایرانی است! حالا شما بیا و تا زانو آسیب شناسی اندیشه سیاسی غرب به این آقا تزریق کن، مگر قرار است احوالاتش تغییر کند؟ یک چماق گرفته دستش و توی راهرو و صحن دنبال ایادی استکبار جهانی می گردد تا بزند توی ملاجش، تا الان هم مناسباتش را با همان حل کرده، حالا شما تا فردادر رسای آمرپسم و ایندیویژوالیسم و شوهر هانا آرنت با او درد دل کند، نمی فهمد که! حق هم دارد، آقا تا دیروز دانشجوی کتابداری دانشگاه مامازن بود و حالا با 30 هزار تا رای آمده توی مجلس و می خواهد برای وزرای دولت رای بیاندازد توی صندوق.

نکته اینجاست که اصولا انتخاب کردن از اولش هم همین بود. بعضی ها هم که لَنگ مادیات، یک قالب پنیر یا یک بسته شکلات آیدین دار بدهی تا کامش شیرین بشود، همچین نطق می کند و رای میدهد که پایش بیافتند مجلس را به نفع دولت به توپ می بندد، شیرینی اش که تمام شد همان وزیر را همچین استیضاح می کند که صدتا مرتضوی از بغلش بزند بیرون. من که کمکم دارم به این نتیجه می رسم ما انتظار زیادی داریم، یعنی تقصیر خودمان است، مگر می شود نماینده ای که تابستان هر سال یک ماه کامل در مرخصی است و دو ماه دیگرش هم هفته ای 3 روز کار می کند، کشش داشته باشد چهار روز تمام 8 ساعت در حال لابی و سخنرانی و تحلیل و تشخیص باشد و تصمیم درست هم بگیرد؟ تازه اکثر نماینده های ما انسانهای مومن و حق نگهداری هستند و مهمان نوازی از سر و کول شان می بارد. شما باشید به وزیری که چهار روز تمام با شما زیر یک سقف بوده و نهارش را با شما خورده و شمام مهمان تان کرده رای منفی می دادید؟

من اگر جای روحانی بودم هفته بعد که مجلس تعطیل است جای آن سه نامزد بخت برگشته، موسوی و کروبی و خاتمی را معرفی می کردم به فراکسیون رهروان و تا آخر هفته هم رای اعتمادشان را می گرفتم! فائزه هاشمی را هم میگذاشتم رئیس محیط زیست که مملکت را یک شبه سبز کند، هیچ کس هم نتواند گرد و خاک به پا کند، اینطوری امر هم بر کسی مشتبه نمی شود. فکر میکنید خیلی زحمت دارد؟ حالا که قرار است دست دولت جور باشد و مملکت را بدهیم دست علی ربیعی و زنگنه و علوی و ظریف، خب معلول نیستیم که آخرت مان را بسوزانیم، حداقل بگذاریم به همه شان سهم برسد که فردا روزی دم محشر خِر مان را گرفتند مدیون نباشیم.

من پیشنهاد می کنم یک جمعی تشکیل بشود و بگردد ببیند ملت چه خطایی مرتکب شد که عصاره اش به ربیعی و زنگنه و علوی و ظریف و آخوندی و.. اعتماد دارد و این وسط سلطانی فر چه خطایی کرد که رد شد؟ این عصاره ملت است یا قرص جوشان؟ حالا فردا که یاسر هاشمی وزیر ورزش شد و پس فردا که معصومه، ابتکار وزارت علوم را به دست گرفت بروید جلو و بوق بزنید.

شما را به خدا یکی دم بگیرد یکی دو ساعتی سینه بزنیم دل مان آرام بشود...